عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

342

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

در چند جاى ديوان كبير از شخصى به نام ابو بكر ربابى سخن مىآورد « 1 » و در غزلى ديگر هم از يك ربابى به نام عثمان بحث مىكند . شايد اين همان عثمان قوال يا عثمان گوينده باشد كه افلاكى رواياتى از وى نقل كرده است « 2 » او غزلهايى دارد كه مقامات موسيقى را به صورتى استادانه بر شمرده است « 3 » . از حضرت محمد ( ص ) حديثى روايت كرده‌اند كه فرمود : " حبب الى من الدنيا النساء و الطيب ( و قرة عينى فى الصلاة ) " « 4 » مولانا در قبال اين حديث گفت : " ما از اين عالم سه چيز را اختيار كرديم : يكى سماع و يكى فقاع و يكى حمام « 5 » علاقهء بيش از حد مولانا به موسيقى نمىتواند علاقه‌اى سطحى باشد . او بىترديد با موسيقى عجين شده بود . موسيقى نهفته در اشعار او هم ، قطعا در زخمه‌هايى كه مىزد و سيمهايى كه مىنواخت قدرت بيان براى خود كسب

--> ( 1 ) " اى فتنهء هر روحى ، كيسه بر هر جوحى * دزديده رباب از كف ، بو بكر ربابى را " ( ج 1 ، ص 54 ) اى مونس ما خواجه ابو بكر ربابى * گر دل‌شدهء چند پى نان و كبابى ؟ " ( ج 6 ، ص 14 ) ( 2 ) " مىگويد آن رباب كه مُردم ز انتظار * دست و كنار زخمهء عثمانم آرزوست من هم رباب عشقم و عشقم ربابى است * و آن لطفهاى زخمهء رحمانم آرزوست " ( ج 1 " ص 256 ) ( 3 ) " مىزن سه تا كه يكتا گشتم مكن دوتايى * يا پردهء رهاوى يا پردهء رهايى بىزير و بىبم و تو ماييم در غم تو * در ناى اين نوازن ، كافغان ز بىنوايى قولى كه در عراق است ، درمان اين فراقست * بىقول دلبرى تو ، آخر بگو كجايى " . . . . ( ج 6 ، ص 208 ) يا : " اى چنگ پرده‌هاى سپاهانم آرزوست . . . . ( ج 1 ، ص 265 ) ( 4 ) معجم المفهرس ، 1 ، ص 405 : زنان و عطر از دنيا براى ما گزيده شد ، اما نور چشم من در نمازست . ( 5 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 406 .